تبليغاتX
گلواژه های یک دانشجوی آی تی
 
گلواژه های یک دانشجوی آی تی
 
 
 


" یک آفریننده باید قادر باشد که احمق به نظر بیاید. او باید به اصطلاح قادر باشد آبرو و حیثیت خود را به مخاطره بیندازد. به همین دلیل همیشه شاعران،رقاصان،نقاشان و ... را می بینی که به نظر چندان آبرومند و محترم نیستند و وقتی آبرویی به هم ریختند و جایزه نوبلی گرفتند دیگر خلاق نیستند. از آن به بعد خلاقیت دود می شود و به هوا میرود.
چه اتفاقی می افتد؟ فقط به آن عده از افراد می توان گفت خلاق که آماده اند حیثیت و غرور و عزت خود را بارها و بارها در معرض تاراج قرار داده و با شهامت به استقبال کارهایی می روند که دیگران آن را وقت تلف کردن می دانند. مردم همیشه مردم آفرینش گر را دیوانه قلمداد می کنند!"


این مطالب از کتاب خلاقیت - نوشته اوشو - توی ماهنامه گرافیکی بوم درج شده بود. خیلی خوشم اومد. یاد محسن نامجو افتادم و البته خودم! (چشمک)
بماند که بوم ترجمه مجله ی ART هستش! اما در نوع خودش خلاقیت محسوب میشه! (دوباره چشمک!)
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:47  توسط امين دياري  | 
این عکس رو داداشم تو مسیر برگشت از مدرسه گرفته! این مدل گدایی رو ندیده بویدم دیگه!


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:11  توسط امين دياري  | 
دکتر احمدی از میلیاردرهای مطرح در جهان که تمام درآمد خودش رو از بورس در ایران بدست آورده. لینک دانلود مصاحبه با ایشون(چگونه پولدار بشیم):



http://rapidshare.com/files/107707005/Dr.Ahmadi.part01.rar
http://rapidshare.com/files/107710675/Dr.Ahmadi.part02.rar
http://rapidshare.com/files/107714713/Dr.Ahmadi.part03.rar
http://rapidshare.com/files/107723887/Dr.Ahmadi.part04.rar
http://rapidshare.com/files/107728630/Dr.Ahmadi.part05.rar
http://rapidshare.com/files/107732944/Dr.Ahmadi.part06.rar
http://rapidshare.com/files/107982259/Dr.Ahmadi.part07.rar
http://rapidshare.com/files/107989621/Dr.Ahmadi.part08.rar
http://rapidshare.com/files/107992984/Dr.Ahmadi.part09.rar
http://rapidshare.com/files/107998440/Dr.Ahmadi.part10.rar
http://rapidshare.com/files/108008623/Dr.Ahmadi.part11.rar
http://rapidshare.com/files/108013198/Dr.Ahmadi.part12.rar
http://rapidshare.com/files/108014503/Dr.Ahmadi.part13.rar

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 22:52  توسط امين دياري  | 
این تیتراژ مراسم شب یلداست که به سفارش کلبه هنر ساخته شد! البته فقط تدوینش با من بود! D:
مثل تیتراژ سیمای جوان قدیما هستش.


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 21:41  توسط امين دياري  | 
 
داستان پدر پیری که به سه پسرش وحدت می آموزد به روایت طنز!! من که خیلی خوشم اومد و کلی خندیدم! واستون آپلود کردم شاید خنده ای بزنید!!


 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 21:42  توسط امين دياري  | 
چند روز پیش یه سالنامه ی  فانتزی شیک با یک سی دی گرافیکی عالی تو اتاق یکی از دوستام دیدم! بعد از کلی تلاش هیچ نشونی از سازنده (ها) نیافتم اما یه آدرس سایت نوشته شده بود.

به نظرم این فعالیتی که مسئولین این سایت(پروژه) شروع کردن بی نظیر و نیازمند حمایت هستش! اولین توصیه اینکه حتما یه سر به سایت بزنید! دوم اینکه از داستان زیر که از همون سایت ذکر کردم لذت ببرید...

و خدایی در این نزدیکی...

مدت زيادي از تولد برادر ساكي كوچولو نگذشته بود. ساكي مدام به پدر و مادرش اصرار ميكرد كه با نوزاد جديد تنهايش بگذارند. پدر و مادر مي‌ترسيدند ساكي هم مثل بيشتر بچه‌هاي چهار پنج ساله به برادرش حسودي كند و بخواهد به او آسيبي برساند. اين بود كه جوابشان هميشه نه بود. اما در رفتار ساكي هيچ نشاني از حسادت ديده نمي‌شد، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم براي تنها ماندن با او روز به روز بيشتر مي‌شد؛‌ بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند موافقت كنند.

ساكي با خوشحالي به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست. اما لاي در باز مانده بود و پدر و مادر كنجكاوش مي‌توانستند مخفيانه نگاه كنند و بشنوند. آنها ساكي كوچولو را ديدند كه آهسته به طرف برادر كوچكترش رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت و به آرامي گفت: ني‌ني كوچولو، به من بگو خدا چه جوريه؟ من داره يادم ميره!
 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 23:47  توسط امين دياري  | 
 
  بالا